منهاج سراج

252

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

و كرمان و فارس و سيستان در ضبط آورد ، و لشكر به طرف تركستان و توران برد و ملوك تركستان و امراء افراسيابى او را منقاد گشتند ( و كثرت حثم و آلت و عدت و سلطنت او بدان جائى كشيد كه وهم مهندس ) [ ( 1 ) ] از حد و احصاء آن در ورطهء عجز بماند ، چنانچه بعد از فوت او شاعرى در مرثيهء او ميگويد ، غالب ظن آنست كه حكيم سنائى [ ( 2 ) ] راست ، بيت : سر الب‌ارسلان ديدى زرفعت رفته بر كيوان * بمرو آ ، تا به خاك اندر ، تن الب ارسلان بينى ! نه او را بر كمر كوكب ، نه مه رويان با غبغب * نه اندر زير ران مركب ، نه در دستش عنان بينى چون سلطان الب ارسلان بر تخت بنشست ، رسولان به حضرت غزنين فرستاد و با سلطان ابراهيم عليه الرحمه مودت مستحكم گردانيد ، و پيرامن ممالك غزنين نگشت [ ( 3 ) ] ، و بغزو تركستان و روم ( و ) ضبط ممالك حجاز و مصر مشغول شد و خدمت حضرت دار الخلافت را از صميم اعتقاد صافى ، در آغازيد ، و به تشريف دار الخلافت بكرات مشرف شد ، و شحنگى بغداد او را ميسر گشت . كاتب و مولف اين طبقات منهاج سراج جوزجانى عصمه اللّه من الزلل و التوانى چنين ميگويد : كه من در شهور سنه ثلث عشر و ستمائة به حضرت سجستان بودم ، در ان حضرت امامى بود ، كه استاد علماء عقل و نقل بود ، مرجع فضلاء عصر ، او را امام رشيد الدين عبد المجيد گفتندى از وى سماع كردم : كه ذكر بزرگى الب ارسلان ميفرمود ، كه الب ارسلان در شهور سنه ثلث يا سنه اربع و خمسين و اربعمائه ( به ) عزيمت ضبط ممالك تركستان بود ، چون بحدود كاشغر و بلاساغون [ ( 4 ) ] رسيد ، مخبران در عقب برسيدند و خبر دادند :

--> [ ( 1 ) ] سطر بين قوسين در اصل نبود ، از ترجمه راورتى و پ گرفته شد . [ ( 2 ) ] اصل و پ : ثنايى . از اين دو بيت تنها بيت اول در ديوان سنائى ( طبع مظاهر مصفا ، تهران سنه 1336 ش ) چنين طبع شده : . . . رفته بر گردون بمرو آ تا كنون در گل تن الخ . . . ( ص ي 36 ) اما بيت دوم در بين طبع نيست . [ ( 3 ) ] اصل : بگشت . راورتى و پ : نگشت . [ ( 4 ) ] اصل : بلاساعون يا بلاد ساغون . كه صحيح آن بلاساغون است و شهر بزرگى بود در ثغور ترك و ما وراى سيحون نزديك كاشغر ( معجم 258 - ج 2 ) اين نام را كاتبان مانند ساير اسماى بلاد ، جهلا مسخ كرده‌اند .